تبليغاتX
MY life
تو این بخش وبلاگ نظرات و سوالاتتون و هر چی که دلتون می خواد  درج می کنم حتی تو این بخش می تونید از دوستای وبلاگی سوال بپرسین و جواباتونم از همین رفقا بگیرین سرتونو درد نیارم این بخش  مال شماست حتی این بخش می تونه مسابقه باشه بین دختر خانوما و آقاپسرا

اینقد شما فعالیت نکردین مجبور شدم خودم دست به کار بشم !!!!

چند روز پیش تو یه مجله خوندم یه آقا پسره گفته بود:

دخترای امروزی :«آرایششون =۲۰

تیپشون=۲۰

حرف زدنشون تغییر یافتشون(با ناز  حرفزدن)=۲۰

راه رفتنشون=۲۰

قیافه ی واقعیشون =۱۰

حرف زدن عادیشون (بدون ناز کردن)=۱۰

و مهم تر از همه اخلاقشوه=۲۰-»

من تو این جا از هیچ کدوم از نظرات آقا پسره تعجب نکردم الا مورد آخریه ُآخه فکر نمی کردم تک توک پسرایی باشن که عقل داشته باشن و به اخلاق طرف مقابل توجه کنن.

حالا من می گم:«اقا پسرا:

قیافه ندارن

تیپ زدن بلد نیستن و همه ی تیپاشون تقلیدیه

یا بلد نیستن حرف بزنن یا زیاد حرف میزنن

عقل تو کلشون نیست

فقط متر کردن خیابونارو بلدن

و در کل ادمی را  ادمیت لازم است اما واسه پسرا لازم نیست چون ادم نیستن .»

+ نوشته شده توسط nasrin در یکشنبه هفدهم بهمن 1389 و ساعت 21:54 |

نمي دونم چي بنويسم...تواين بخش هرچي شما بگين مينويسم.

(فقط جایی رو که با سبز نوشتم حتما بخون)

نمی دونم از کجا شروع کنم امروز اتفاق زیادی برام افتاده

صبح بلند شدم رفتم  مدرسه سر راه سُر خوردم نزدیک بود بیافتم رو زمین آبروم بره .سوار تاکسی شدم ۱۵۰ تومان کرایه دادم برخلاف همیشه که ۱۰۰ تومان میدادم اخه پول بنزین بالا رفته ولی راننده تاکسی نگرفت و گفت بلاخره یکی هم به فکر ماهست.رسیدم مدرسه با بچه های کلاس سر این که امتحان ندیم جر وبحث کردیم آخه من دانش آموز دوم ریاضی هستم  و هروز امتحان داریم ودیگه خسته شده بودم درس نخوندم از طرفی با چند تا از بچه های کلاس سر معدل ۱۹-۲۰ رقابت دارم و خوشبختانه من جلو افتادم . و اگه امروز امتحان میدادیم میشدم ۱۷-۱۸ و معدلم پایین می اومد وتو خونه تحت فشار قرار می گرفتم و خواهرم مسخرم می کرد ُ .ما جرو بحث کردیم وبه نتیجه ای نرسیدیم .از اون بگذریم امروزسر صف جایزه دادن بهم و بلاخره بعد اینکه اون همه اعصابم خورد شده بود کمی خوشحال شدم.

صف تموم شد رفتیم تو کلاس زنگ اول با آقای شعبانی ُمعلم فیزیکو می گم کلاس داشتیم ُآقا اومد سرکلاس چندتا  فرمول اثبات کرد رفع اشکال کردیم پا شد رفت و متاسفانه خیلی ها هیچی نفهمیدن ُاخه چند جلسه به تعطیلی خورده بودیم آقا فشرده درس داد .

زنگ بعدش آمار داشتیم ُبرات بگم آمارم شده واسه ما دردسر ُیه معلم داریم سوال واسه امتحان طرح می کنه که سر امتحان باید براشون فرمول کشف کنیم وقتی هم که اعتراض می کنیم می گه شما دانش آموز رشته ی ریاضی هستید باید این طوری سوال طرح کنم.

زنگ بعدش پرورشی داشتیم ُو امتحان از بخش قانون اساسی و خانوده و منم که متنفرم از حفظ کردن و نفهمیدن .هیچی نخونده بودم آخه خیلی چیز های قلنبه سلنبه داشت خلاصه بگم خدا روزبد نده پدر حنجرم در اومد اینقد گفتم به خانم عباس پورکه امتحان نگیر ولی کو گوش شنوا اون امتحانشو گرفت و من مجبور شدم برای اولین بار در این سال تحصیلی بعد ازاینکه توبه کرده بودم  که تقلب نکنم ُ تقلب کنم

خلاصه امتحان دادیم یکی  از بچه ها به اسم الهام که چند ماهیه تحت تاثیر حرفای معلم مون  با ادب شده و چطوری بگم آدم شده چند تا مطلب درباره ی جهنم برامون خوند که چندتا شو برات می نویسم:

۱-مارهای جهنم به طول جاده ای است که  سه روز  طولش می شود.

۲-آتش جهنم را هفتاد بار خاموش کرده اند تا شده آتش این دنیا.

۳- آسان ترین عذاب جهنم  این است که نعله داغی را به پا ی شخص می بندند که موجب ذوب شدن مغز سر می شود و شخص احساس می کند که عذابش ازهمه ی عذاب های جهنمی سخت تر است در صورتی که آن عذاب آسان ترین است

۴-زنانی که از راه زنا  بچه دار می شوند از بدنشان آبی بد بو بیرون میاید که اهل جهنم از بویش مسموم می شوند وهزاران عذاب دیگر برای او است .

۵-آبی که شخص درجهنم  طلب می کند و به او می دهند آن قدر داغ است که پوست بدن را ذوب میکند.

۶-درجهنم آسیاب هایی است که بدن شخص را له میکند و همچنین عده ای هستند که او تکه تکه می کنند.

۷-اشخاصی که نمازنمی خوانند بلافاصله به جهنم میروند زیرا با این کارخود مشرک خدا شده اند و همچنین اشخاصی که کار گناهی انجام می دهند که با آن کار مشرک خدا شوند داخل جهنم می روند .پس سعی کن گناهی انجام ندهی که در قیامت وای به حالت می شود.

و ...من توصیه می کنم  که اگر تا به حال سیاحت شرق  رامطاله نکردی این کارو بکن که واقعا تغییرت میدهد .منو رو که حر فای معلمامون واین کتاب از این روبه آن رو کرد.

تشکرکه مطالب وبلاگمو خوندی نظرتو درمورد شعرایی که نوشتم بگو ؟

 

+ نوشته شده توسط nasrin در دوشنبه پانزدهم آذر 1389 و ساعت 23:5 |
جک ۲۰۱۰-۱۳۸۹

۱-ترکه کوری به یک نفر میگه نامه بنویسه واسه پسرش که بدون اجازه رفته سربازی:پوخین بیری پوخ-پوخ دان چخان پخ-پوخ اوغلی پوخ.نویسنده میگه بوجور اولماز  حاج آقا سیج پاکته یولا گدسین.

۲-تحقیق کردن ببینن چرا لرها هیچی یاد نمی گیرن دیدن وقتی معلم تخته رو پاک میکنه اونام دفترا شونو پاک می کنن.

 

۳-  حقیقت زندگی:۱.با زبونت نمی تونی همه ی دندوناتو لمس کنی ۲-آنقدر احمقی که الان داری این کارو می کنی ۳- الان نیشت بازه  ۴- اونقدر خری که هنوز هم داری می خندی  ۵- تو فکر اینی که اینو واسه احمقتر از خودت بفرستی

۴-یه روز یه لره می گه چرا این همه واسه ترکا جک می سازن باید یه کاری کنم واسه ما جک بسازن میره یه کشتی میخره میبره وسط بیابون میذاره پارو میزنه یه هو میبینه ترکه با قایق موتوری  از کنارش رد شد.!

۵-.یه روز یه ترکه داشته با عربه دعوا میکرده.ترکه میگه هله بیرا باخ من بونی سویورم بو منیچین قران اوخیر. 

۶-یه روز یه لره می گه چرا این همه واسه ترکا جک می سازن باید یه کاری کنم واسه ما جک بسازن میره یه کشتی میخره میبره وسط بیابون میذاره پارو میزنه یه هو میبینه ترکه با قایق موتوری  از کنارش رد شد.!

۶-یه روز یه ترکه خودشو تو دریاچه میبینه میگه یا ابالفضل خر دریایی!!!

۷-شب رشتیه از خواب پا می شه بره آب بخوره به زنش میگه تورو خدا جامو نگه دار!!

۸-آخونده به زنش می گه هر کی شبای جمعه سکس داشته ثواب مکه رو داره زنش می گه برو بابا حوصله ندارم .میگه حداقل لاپایی بده تا قم رفته باشیم.

۹-خارجیه میرسه به ترکه میگه :هلو.ترکه میگه من کی بیلمدیم نمنه دییسن ولی محض اطمینان ننوی سیکیم.

۱۰-زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ کنند فقط آن را به  یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند.

۱۱-شعار انتخاباتی یک لر:۱-انتقال برج میلاد به خرم آباد ۲-لوله کشی نوشابه به درب منازل۳-افزایش امامزاده ها به چهار برابر۴-مسقف کردن کل شهر۵-احداث اتوبان خرم آباد به نیویورک۶-افزایش شبهای جمعه

۱۲-یک زن نگران آیندست تا زمانی که شوهر کنه،یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیره ،یک مرد موفق  مردی است که درآمدش بیشتر از مبلغی است که زنش خرج میکنه و یک زن موفق زنی است که چنین مردی رو پیدا کنه.

۱۴-از یارو می پرسن اسم کوچیک جومونگ چیه می گه :افسانه

۱۵-به ترکه میگن به زنبوری که از کندو محافظت می کنه چی میگن .میگه :خسته نباشید.

۱۶-به رشتیه میگن تا ده به ترکی بشمار.میگه :بیر -اکیر -تیکیر-تی پیر کیر-می پیر کیر -تی برار کیر-می برار کیر-همه تان کیر

۱۷-ای کاش علم اونقدر پیشرفت می کرد که از طریق اس ام اس چوب می کردم تو کونت.

۱۸-خخخخخخخ چیست ؟حرکت ترکها  ۱۰ ثانیه قبل از تف کردن.

۱۹-سوال امتحانی لرها:۱۲۴۰۰۰ پیامبر را با رسم شکل توضیح دهید.۲۵/۰

۲۰سخاوت در زیاد دادن نیست ،در به موقع دادن است !هم اکنون نیازمند باسن گرمتان هستیم.کمیته امداد  قزوین

۲۱-اصفهانیه بانامزدش میره خرید عروسی.دم طلا فروشی میگه طلا بخوای  شرمندتم ،بدل بخوای در خدمتم.میرن دم پارچه فروشی میگه حریر بخوای شرمندتم ،تترون بخوای در خدمتم.شب عروسی ،عروس پشت می کنه به داماد میخوابه .داماد بهش میگه چرا اینجوری می کنی .میگه:کس بخوای شرمندتم ،چس بخوای درخدمتم.

۲۲-عبید زاکانی گفته:

شبی در حوالی رود ارس

 بکردم زنی را من از پیش و پس،

شنیدم که می گفت در هرنفس

هنر نزد ایرانیان است وبس

۲۳-مرد آمد دردی به دل عالم شد-از روز ازل قسمت زن ها غم شد-در دفتر خاطرات حوا خواندم-جانم به لبم رسید تا آدم شد

۲۴-۷دروغ دخترها:۱-اولین بارمه۲-دستن زن بدم میاد۳-پریودم۴-ساک زدن بلد نیستم۵-نامزد دارم۶- درنیار۷-دانشجو هستم

۲۵-گلبم ازدوریط میثل قونجیش طون طون میزنی فوشار میاد رو اسابم.چیه چرا  میخندی!!ترکم ساوات  ندارم آما دوصیط کیدارم.

۲۶-حیدر بابا داشاخلارون شاخاندا ،سیکون دوروپ ایلان کیمین  باخاندا،هر دلیگی تاپوب اونا سوخاندا ،بیزیمده بیر شیمبیلیمیز یاد اوسون ،آچیلمیان زیبلریمیز شاد اوسون

۲۷-به ترکه میگن تعطیلات کجا میری میگه :امام رضاب طلبه میرم کیش

۲۸-ترکه سکه میندازه هوا شیر میاد فرار میکنه

۲۹-پیامک یه چوپان به زنش:سیاهیه چشمان تو مانند قیغ در سطل شیر است.

۳۰-خانمی زنگ می زنه ۱۱۰ میگه الو کمک !آقا یه مردی داره به من تجاوز می کنه ُمیشه برای دستگیریش ...آه... وای ....آخ ... جون ....فردابیایید

۳۱-شهردار رشت :امسال ۲۵٪ فرزندانمان را خودمان  تولید کرده ایم -اگر تهرانی هادرتعطیلات  هجوم نیارن  سال بعد خود کفا میشویم 

۳۲-رشتیه میره خونه میبینه یکی تو حیاطه به زنش میگه زن این کیه ؟ میگه:ابوریحان  بیرونی-میره  تو اتاق می بینه  یکی لخت دویید بیرون-میگه این دیگه کیه ؟میگه:بابا طاهر عریان-شب خوابیده بود دید یکیب اچراغ قوه بالا سرش وایستاده-به زنش میگه :خانم پاشو  شیخ فضل ا.. نوری هم اومد.

 

+ نوشته شده توسط nasrin در شنبه سیزدهم آذر 1389 و ساعت 22:38 |

love 

به جون ستاره هامون تو عزیز تراز چشامی

هرجاهستی خوب وخوش باش تاابد بغض صدامی

تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه  وقتی

که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی

من اگه دوست نداشتم پای غم هات نمی موندم

واست  این همه  ترانه  از ته دل نمی خوندم

اگه گفتم برو خوبم واسه این بودکه میدیدم

داری آب میشی می میری  اینو از همه شنیدم

دارم از  دوریت میمیرم تا کنار من نسوزی

*از دلم  نمیری عمرم   نفسامی   که   هنوزی *

تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد

ازهمون لحظه  که رفتی روحم از تنم  جدا شد

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط nasrin در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389 و ساعت 18:41 |


Powered By
BLOGFA.COM